حاااااااااااااااااااااااااااال کن بعدشم شرت کم!
واکنش دختر های مثلا سنگین : بله ؟؟ متوجه نشدم ... چی گفتین ؟؟! ![]()
واکنش دختر هایی که فکر می کنن روشنفکر هستن : ببین ! من با دوستی مشکلی ندارم به شرطی که اعتدال رعایت بشه ![]()
واکنش دخترهایی که فکر می کنن متفاوت هستن : ببین من با بقیه دخترها فرق دارم ... من دوست ندارم که ... ( در واقع این دخترها هیچ فرقی با سایر دخترا ندارن و به قول شاعر " سر و ته یه کرباسن " ![]()
واکنش دخترهایی که می خوان خودشونو relax نشون بدن : No Problem !! من حرفي ندارم ... مشكلی نيست ( اين مدل دخترا استاد پيچوندن هستن !! )
واكنش دخترهايی كه فقط از پشت تلفن قدقد می كنن : باشه ... ولي پس فردا نگی بيام خونتون ها ... می فهمی چی مي گم ؟؟ رابطمون باید تلفنی باقی بمونه ... الو ... الو ...( پسره تلفن رو قطع کرد
)
واکنش دختر های متاهل ( نامزد دار ) : خفه شو بی شعور کثافت ... آشغال عوضی من نامزد دارم ... بی حیای پدرسگ !!!
( خب می تونی قبول نکنی دیگه چرا فحش می دی ؟؟
)
واکنش دختر های مقطع راهنمایی ! : باشه عزیزم ... قبوله ... قول میدی ازدواج کنیم ؟ ( در این سن چون دختر کوچیکه فکر می کنه پسرا فقط می خوان ازدواج کنن ولی بزرگتر که میشه با واقعیات بیشتر آشنا میشه )
واکنش دختر هایی که شکست عشقی خوردن : ببین من قبلا همچین رابطه ای داشتم ... واسه همین می ترسم ... ( به عیارتی می خوان ناز کنن )
واکنش دختر های تنها : من خیلی آدم تنهایی هستم ... نه برادر دارم نه خواهر ... باید قول بدی کاری کنی که احساس تنهایی نکنم ...
واکنش دخترهای هفت خط : بیشین بینیم جوجه ... مایه چقدر داری ؟؟
اشتباه گرفتی دادا ... گمشو !
واکنش دخترهای فامیل ( مثلا دختر خاله !! ) : ما نمی تونیم بریم بیرون ... اگه بابام بفهمه می دونی چی میشه ... تو که بابامو می شناسی ...
به هر حال همه دخترها یه جورایی سنگ جلو پای آدم میندازن و به عبارتی کلاس می ذارن یا قصد پیچوندن دارن ... با تمام این حرفایی که من زدم اگه یه پسر این پستمو بخونه و باز هم بره به دخترا پیشنهاد دوستی بده باید به عقلش شک کرد ...
من ساشا هستم.....اون دوتا يعني ساشا انتي ضعيفه و اون ساشا اينگيليسي من نيستمممممممممممساعت ۱۲ظهر !!!!
در این موقع ساشا و ارشام در خواب ناز به سر میبرند که یهو یکی از رفقای مردم ازار صبح کله سحر
(ساعت ۱۲ ظهر!!!) زنگ میزنه و اونا رو از خواب می پرونه!!!از اونجایی که خواب ارشام
خیلی خیلی خیلی سنگینه و به هیچ عنوان از حالت کپیدن در نمیاد ساشا با هزار بدبختی
گوشی رو برمیداره و بدون اینکه به طرفی که پشت خط هست فرصت صحبت بده فحش
خواهر مادرو میکشه به طرف و گوشی رو قطع میکنه!!!
نمایی از ساشا در حال فحش دادن!!!![]()
دوباره سعی میکنه بکپه اما نمی تونه!!!!
پس تصمیم میگیره یه بار توی زندگیش صبح زود از خواب بیدار بشه!!!! از روی تختش میاد پایین
اما در اتاقشو پیدا نمی کنه!!!! می پرسید چرا؟! چون اتاقش تا خر خره از ات و اشغال پره!!!
پس با کنار زدن ات و اشغالا بلاخره با هزار زخمت درو پیدا میکنه و از اتاق خارج میشه!!!!
چون خیلی بد ذات و نمی تونه تحمل کنه که ارشام بیشتر از اون بخوابه میره توی اتاق ارشام و
شروع میکنه به ویلون زدن!!! ![]()
چون در این زمینه هیچ استعدادی نداره صدای گوش خراش
ویلون باعث میشه ارشام از خواب بیدار بشه و تا ۱۰۰ سال دیگه خواب از چشمش بپره!!!
ساشا وقتی دید چشمای ارشام یکمی باز شد باید فرار کنه!!! چون دیگه امنیت جانی نداره!!!
که در این موقع اصولا به حمام مراجعه میکنه و تا ۳۰ مین در اونجا میمونه تا ارشام اروم بشه!!!!![]()
بعد میاد بیرون و برای اینکه از دل ارشام در بیاره واسش یه نسکافه درست میکنه و ارشام تا
حدودی اروم میشه!
ساعت ۱۳ !!!!
در این موقع نهار و صبحانه ی ساشا و ارشام یکی میشه و یا دسپخت توپ ارشام رو میخورن!!!
یا میرن خونه ی هاجر طلپ میشن که در این صورت باید مثل سگ جون بکنن تا هاجر بهشون غذا
بده!!!! جون کندنه انها از قبیل شستن ظرفهای ۱ هفته ی هاجر که روی هم طلمبار شده!!!
پاک کردن ۱۸۹۷۳۶۱۹۲۸۷۴۶ سبزی!!! اتو زدن لباسها و این قبیل کارهاست!!!
نمایی از هاجر در منزل!!!![]()
نمایی از هاجر در خارج از منزل!!!![]()
ساعت ۱۴!!!
ساشا به دستور ارشام باید اتاقش رو تمیز کنه!!!عین اتاق ارشام که عین دست گل تمیزه!!!
اما ساشا حوصله ی این قبیل کارها رو نداره و به بهانه ی تمیز کردن اتاقش میره داخل اتاق و
از اونجا از پنجره ی اتاق جیم میزنه و میره بیرون!!!ارشام وقتی متوجه میشه خونش به جوش
میاد و نقشه هایی برای ساشا میکشه!!!!!!!!![]()
ساشا میره خونه ی دوستش و ۱ یا ۲ ساعت تمرین تکنو میکنن!!!![]()
و ارشام خونه ی دوستاش به حال و حول میپردازه!!!![]()
ساعت ۱۸!!!!
در این موقع ساشا با رفقا با ماشین راه میفتن دنبال مردم و به اذیت و ازار
بقیه می پردازند!!! و ارشام خونه ی دوستاش احتمالا دارن یه دخترو سر کار میذارن!!!
ساعت ۲۲!!!
ارشام به ساشا قول داده که بدونه اون هیچ پارتیی نره و ساشا هم به او همین قول را داده!!!
در این موقع ساشا میخواد ارشام رو بپیچونه و با دوستاش بره یه پاریتیه شاخ و حسابی بترکونه!!!
ارشام هم همین تصمیم را میگیره و با دوستاش به همون پارتی میره!!!!!!!!!!!!
در پارتی دو برادر با هم روبه رو میشن و جفتشون حالشون گرفته میشه!!! و چون ارشام
بزرگتره ساشا را به زور مبره خونه و وقتی ساشا اعتراض میکنه که خودت هم همین
کارو کردی و به قولت عمل نکردی ارشام میگه من فهمیدم که تو اینجایی اومدم جمعت کنم!!!و فک
میکنه ساشا اسکله و باور میکنه!!!!![]()
ساعت ۲!!!
می رسن خونه و تصمیم میگیرن یه فیلم توپ ببینن!!!
ساعت ۵!!!!
فیلم تموم میشه و تصمیم میگیرن بکپن!!! هر کدوم به اتاقشون میرن و قتی ساشا پاشو
توی اتاقش میذاره انگشتش میره توی تله موش و جیغ محکمی میزنه!!!![]()
اونقت ارشام توی دلش میگه تا تو باشی و اتاقتو تمیز کنی و منو نپیچونی!!!!!!!![]()
و این بود چکیده ای از زندگیه دو برادر!!!!
شباهت ها : ۱- ایران و عربستان همسایه ان مثله من که اکثر همسایه هامون داف هستن و شباهتشون اینه که هر دو مورد اصلا رابطه خوبی با هم ندارن ! ![]()
۲- ایران سفید که می پوشه می بره مثله من که هر وقت سفید می پوشم می برم ( منظور از سفید پوشیدن لخت بودنه !!
) و عربستان هم هر وقت سبز می پوشه می رینه مثل دخترایی که مانتوی سبز می پوشن و کافیه بهشون چپ نگاه کنی تا به خودشون برینن ![]()
۳- شباهت ضعیفه ها با عربا اینه که هر دو سوسمار می خورن که البته ضعیفه ها جز سوسمار چیزای دیگه ای از قبیل گوه - وزغ ! - پشگل گوسفند و پشگل خودشان را هم می خورن ( همانطور که می دونید دخترا پشگل خودشونو هم می خورن ( برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به مطلب خبر هایی در مورد ضعیفه ها - نوشته ساشا )
تفاوت ها : ۱- معمولا ایرانی ها واسه زیارت میرن عربستان ولی من هیچ وقت واسه زیارت خونه ضعیفه ها نمی رم ( بلکه اونا واسه س...ک...س میان خونه ما
)
۲- دخترا زبونشون درازه ( حدودا هفت متر !! ) ولی عربا یه جای دیگه شون درازه ( البته اندازه شو من نمی دونم باید از کسایی که از نزدیک تجربه کردن پرسید !!!
)
۳- عربا وقتی گزارش فوتبال می کنن داد می زنن ولی دخترا وقتی توسط یه پسر جر می خورن داد می زنن ( همراه با جیغ و ضجه ... Hard Sex ؟؟؟
)

اينم عكسه يه دافه عربستاني ... ![]()
قصه ی پارمیدا رو که همتون میدونین!!!حالا محض اطلاع باید بگم که حال این خیکیه بیخاصیت
رو بد رقم گرفتم!!!
همون روزی که با ارشام قهریدم یکم فک کردم یکم تفکر کردم یکم تامل کردم!! دیدن نه! انگار قهر
با این خیکی کافی نیست!باید بد رقم حالشو بگیرم که تا ۲۹۸۷۳۹۲۸۴۷۳۹ سال دیگه هوای تهران و
بروبچه هاش از کله ی گندش بپره!!! ![]()
اونشب ارشام نبود خونه تا فردا شبم نمی یومد خونه با رفیقاش رفته بود ددر!
منم گفتم ایول بهترین موقعس واسه ریدن اساسی تو حال این ضعیفه...
اومدم خونه اما قبلش رفتم و یه قورباغه کت و کلفت و درشت مرشت گیر اوردم!
بعد کلید داشتما اما در زدم تا این خیکی درو باز کنه..وقتی فهمید اومدم دوید اومد گفت ساشا جون
قربونه اون چشمات بشم اومدی بلاخره؟ به خدا اون ماجرا تقصیر من نبود! من که نقشه های شومی
تو سرم داشتم گفتم اشکال نداره ...اونم تعجب کرد و گفت قربونت برم که انقدر منطقی هستی!
اما گاگول نمی دونستم چه نقشه های توپی پشت سرش کشیدم!
بعد یه ربع بهش گفتم که برو توی اتاق خواب تا منم بیام کارت دارم!
در این موقع بود که حدود تقریبیه ۱۷۲۶۵۳۴۷۹۸ تن قند توی دلش اب شد و با شتاب رفت
توی اتاق خواب! من بعد ۵ مین رفتم و درو یکم باز کردم و اون قورباقه ی کت و کلفت و درشت
مرشت رو انداختم توی اتاق و با کمال ارامش درو قفل کردم!
بعد نشستم روی کاناپه و با ارامش زیاد یه فنجون قهوه ترک میل کردم! ![]()
خواستم که یکم بخوابماما صدای جیغ این دختره نمی ذاشت! پس قید خواب زدم و تصمیم
گرفتم دوش بگیرم!بعد اینکه دوش گرفتم دیدم نعره های این خیکی خوابید!با خودم گفتم نکنه مرد!؟
اما بعد به ایننتیجه رسیدم این خیکیه ۲۱۸۹۴۶۹۸۳۷۶ کیلویی نمیتونه با یک قورباقه کوچولو موچولو
مقابله کنه؟!
یهودلم یه جوری شد!گفتم حالا دیگه گناه داره بذار برم درو باز کنم! پس باز هزار ترس و لرز
رفتم طرف در و اروم بازش کردم...سرمو کردم تو ببینم کجاست اما نبود!![]()
سراسیمه درو بستم گفتم نکنه پشت در قایم شده میخواد با گلدون بزنه مخمو بپکونه!
بعد دیدم نه انگار فایده نداره!بلاخره که باید یه روزی
درو باز کنم! پس درو بازکردم و خودم ۲ مترپریدم عقب! اما دیدم خبری نشد!رفتم تو دیدم نیست
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!هرچی گفتم خیکی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بی خاصیت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پارمیدا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جواب نداد! بعد یهو چشمم به دوتا پا افتاد که از زیر تخت اومده بیرون
!ضعیفه بی خاصیت با اون هیکلش رفته بود زیر تخت! با هزار بدبختی و معرکه کشیدمش
بیرون!اما مگه بیرون میومد! جونم به لبم رسید! بعد دیدم بیهوشه! یه گلدون کنارم بود ابشو
پاشیدم تو صورتش یهو پرید و
...خلاصه اون شب گذشت و حالش بد جور گرفته شد! بعدش من یهو حس مهمون نوازی درم به جوش
اومد و همه ی گارگرای ساختمون روبه رویی رو دعوت کردم واس نهار خونمون
!و به پارمیدا گفتم که باید واسه ی ۲۶ نفر غذا درست کنه! اونم که میدونست اگه بگه نه
چپ و راستش میکنم گفت چشم
!!!بعدش که اونا رفتن پارمیدا هم وسایلشو جمع کرد و گفت میخوام برم! منم قند تو دلم اب شد
!!!حالا انتظار داشت من بگم نه حالا نرو! بمون! اما من گفتم باشه! تا ترمینال میرسونمت
!بابا بیا بهم پول بده من می خوام برم دختر بازی ![]()
چون دخترا پول ببینن میشن راضی ![]()
مامان برو از خونه بیرون می خوام داف بیارم ![]()
بخورم از لباش و اونو تا صب بمالم ![]()
دختره میگه : نمی یام آخه مگه زوره ؟!! ![]()
بابا بیا ببین دوست دخترم موهاش بوره ![]()
بابا یه ماشینی رو دوست دارم چرا باور نمی کنی تو ؟ ![]()
اگه نخری واسم زندگیم کشیده میشه به گوه ! ![]()
دختره میگه : هومن از عقب نکن نامرد ! ![]()
بعد که می کنم میگه بیا بشیم نامزد ![]()
بابا بیا بهم پول بده من میخوام برم دختر بازی ...
کردم تو کونه دختره اون به گا رفت ![]()
نمی دونی با دودولم چه ها کرد ![]()
فکر کنم کشتمش بابا دیه شو بیار بده ![]()
بابا این گشاده ! دو سه تا خیار بده !!!
( صدای بابام : برو دیووووووس !!! )
بابا ... بابا ... پول بده ... برم داف بیارم ...
( صدای بابام ) : به شرطی که یه داف بیاری واسم ولی به گوش مامانت نرسه
اون وقته که که بهت پول می دم ولی فکر نکنی علف خرسه ... ![]()
خبرهايي جديد در خصوص ضعيفه هاي گرام!
محققان و دانشمندان به تازگي دريافتند که گونه اي از ضعيفه ها در جنگلهاي امازون کشف شده
که بر خلاف ديگر ضعيفه ها ترکيبي از لک لک و قوچ ميباشند! شکل ظاهري اين جانوران
اخر خنده است و ميتواند تا 30 روز سوژه خنده ي شما و 7 جد و اباد شما باشد!!!!!
و اينک به خبر بعدي توجه فرماييد!
جديدا کار بسيار جالبي در کشورهاي صنعتي انجام ميدهند! مي پرسيد چه کاري؟!
امروزه در کشورهاي صنعتي مد شده است که به جاي ماشين اخرين سيستم از ضعيفه ها
براي رفت و امد استفاده ميکنند! اين روش بسيار سودمند و کم هزينه است و الودگي چنداني
به همراه ندارد! اين جانداران(ضعيفه ها) حدودا هر يک ساعت به 1تن علوفه نيازمندند!
افراده باهوش با گول زدن اين جانوران فضولات انها را به خورده خودشان ميدهند!
مي پرسيد به چه صورت؟!
ضعيفه ها بر خلاف جانوران ديگر هر ساعتي که 1 تن ميزنند به بدن 1 ساعت بعد 2 تن
ميرينند!پس کساني به اقتصاد و تميزي کشور خود خيلي اهميت ميدهند يک شيلنگ به قطر 10
متر ساخته و ان از مخرج ضعيفه به دهان او وصل ميکنند! پس هنگامي که ضعيفه ميريند غذاي او
نيز تامين ميشود! و به علت درک بسيار بسيار بسيار پاييني که دارد نميتواند تشخيص بدهد که
اين همان فضولات خودش است که دارد ميريزد داخل خيکش!
خبر بعدي در مورد لاغر شدن ضعيفه هاست!
بله!درست است ! دانشمندان به تازگي دريافتند که اگر ضعيفه ها در روز حدود 187362984
جفت از جورابهاي جنس مذکر را به دقت بشويند روزي 1 گرم کم خواهند کرد! پس بايد از جنس
مذکر بسيار متشکر باشند که جورابهاي عزيز خود را در اختيار انها قرار ميدهند تا لاغر شوند!
درست است روزي 1 گرم خيلي کم است اما بهترين راه است و بدانيد که خواستن توانستن است!!!!
ای ملت ازاده!! اماده ایم اماده! چوب تو کون ضعیفه میکنیم با اراده!